غمگُساری - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
بامن این دل ، دَم به دَم ، ناسازگاری میکند می نَهَد غم را به جانم ، غمگُساری میکند میبرد با خود مرا تا بیکران مرزِ جنون بر فَراخِ گونه هایم ، اشک جاری میکند
مَعشوقِ نازِ من - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
دلبری دارم که چون ماهِ شب است این دلِ عاشق به شوقش در تب است میبیرد هر شب ز چشمم خوابِ ناز نامِ این مَعشوقِ نازم کوکب است شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخ
نِگاه - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
درعطشم ، جُرعه شرابم بده از دو لبت ، بوسه ی نابم بده تا که فِتاد چشمِ تو در چشمِ من با نِگهَت ، حالِ خرابم بده شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِت
گُلِ تنهایی - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
وِصال از انتظار - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
دلی دارم که دایم بیقرار است گهی فکرِمن و ، گه فکر یار است ربوده خواب را از هر دو چشمم قرارِ آن ، وِصال از انتظار است شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، م
خوانِ دل - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
آمدی تا مونسِ جانم شَوی مرهَمی بر زخمِ پنهانم شَوی خوانِ دل بَهرت گشودم تا دَمی در سرایِ عشق مهمانم شَوی شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص ب
رُخسارِظفرمندان - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
غزلی در وَصفِ رزمندگانِ دلیرِ اسلام در دورانِ دفاعِ مُقدس : رُخسارِ ظفر مندان ، نوری چو قمر دارد رازِ دلِ محبوبان ، صد رمزِ دگر دارد آن کس که شده عاشق ، از بهرِ خدایِ خود تا خِطه ی
گُلِ ناز - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
رُخَت رنگِ گُلِ نازِ بهاریست نگاهت پُر زِ شور و بیقرایست سکوتت معنیِ بسیار دارد تجلیگاهِ عشقِ ماندگاریست شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص
شبِ بیقراریِ من - تاریخ: 1399/3/20 ساعت: 5:11
شبی بیتابِ دیدار تو گشتم طبیبا ! سخت بیمار تو گشتم به خوابِ زُلف مشکینَت که رفتم نخوابیدم ، که بیدار تو گشتم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ،
غزلی برای تو - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 17:10
SAYE - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 17:10
شاهکاری دیگر در شعر و ادبیاتِ زاگرُس نشینان : نِسَه (سایه) وِی زِه رَه وُ رِسیده خزونُم تیرِغم زَی وِدَر کِه نِشوُنُم چی نِسَه اِی نِشوُن وَس وِه دِینُم چه زِه اِی دل اِ
AMIR REZA - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 17:10
برایِ پسرم ( امیر رضا ) : امیرِ من آمد گُلی به دنیا ، از مِلکِ بختیاری شاداب رُخ ، شِکُفته ، چون نوگُلِ بهاری رویَش چو ماهِ تابان ، قَدَش چو شاخِ شِمشا
شاهکاری دیگر در ادبیاتِ پارسی زبانان : - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:18
خوابِ نوشین یک شبی آمد به بالینم پری سوی آغوشِ من آمد دختری سرنهادم در کنارِ گوشش و گفتم از حورِ بهشتی بهتری لب نهادم بر لبانِ نازُکش مست گشتم من از این همبستری چ
مَحوِ رُخِ نازِ تو - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:18
ای آنکه جز تو برکس هرگز دلی نبستم ! از نِکهتِ رُخِ تو ، من مستِ مستِ مستم بُردی تو با نگاهت هوش و حواس و خوابم تا به ابد اسیرِ و ، مَحوِ رُخِ تو هستم
قِصه ی عشق - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:18
هرگاه در خلوت تنهایی ام غرق میشوم ، دلم تو را میخواهد ، قلم و دفتر شعرم را برمیدارم ، و ذهنم را در طلاطم ، امواج سهمگین خیال تو رها میکنم . سوختن شمعِ میان شمعدانی کنارم را می
معصومِ عشق - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:18
بهتر از این نباشد ، دل داده بر نگاهی از عشق بیکران است ، هرآنچه را که خواهی معصیت است آنی ، کامی ز رویِ لب ها بر غیر جُرم باشد ، جز تو که بی گناهی
آتشین لبها - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:33
لبانم بوسه میخواهد ، ز رویِ آتشین لب ها بِنِه لب بر لبانم تا ، گریزم من از این تب ها همه شب تا سحر بیتاب و غمگینم رها کن این دلِ ما را ، از این غمگینترین شب ها
نِسَه ( سایه ) - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:33
شاهکاری دیگر در شعر و ادبیاتِ زاگرس نشینان ( بختیاری ) : نِسَه ( سایه ) وِی زِه رَه وُ رِسیده خزونُم تیرِغم زَی وِدَر کِه نِشوُنُم چی نِسَه اِی نِشوُن وَس وِه دِینُم چه زِه
عِطرِ تو - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:33
برگرد و بیا ، که دل غَمین است هنوز عِطرِ تو فِتاده بر جَبین است هنوز از فصل حَذَر کُن و ، بیا ، سویِ من آی که این آفت ِ عشق در کمین است هنوز
فِقدان - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:33
بُگذار مرا ، که با غمم سر بکنم بر حالِ د لم ، چاره ی دیگر بکنم رفتی و دوچشمِ من پُر از اشک شده فِقدانِ تو را ، چگونه باور بکنم ؟ شاعر معاصر : د

برچسب‌های محبوب

eshghe asemani | یاد خوبان | گریز از غم | چشمان مست تو | dar dame | معمای بی جواب | معما بی جواب | لب های داغ | نگاه معنا دار