ماهِ من
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
ای ماهِ من کجایی ؟ با ما چه بیوفایی ! در خاطرم رَقَم خورد ، آن روزِ آشنایی در دامِ غم فِتادم ، بر دل غَمَت نهادی خَم کرد قامتم را ، آه از شبِ جدایی
ASHEGHANE VELAYAT
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
شاهکاری نوین در ادبیات انقلاب اسلامی ایران تقدیم به ساحت مقدس رهبر عزیزمان ، حضرت امام خامنه ای ( مد ظله العالی ) : عاشقان ولایت ما پیروان رهبر دلداده ی ولا
خطاب به رییس جمهورِ آمریکا ( ترامپ ) ، جنایتکارِ قرنِ حاضر :
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
ای آنکه به تختِ جور و کین میشینی ! کافر ز تو بهتر است ، که تو بی دینی تو مُرتَدی و جدا و بیگانه ز دین جز کفُر به خود چیزِ دِگر میبینی ؟
من و دل ، عشق و معشوق
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
ای دل پریشانی چرا ، از من گریزانی چرا ؟ من عاشقی دیوانه ام ، این را نمیدانی چرا ؟ غمخوارِ غمهایِ تو ام ، با عشق همراهِ تو ام در این شبِ تنهایی ام ، با من نمی مانی چرا ؟
گُدازه ی تَب
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
ساقی بده به من مَی ، میسوزد از عَطش لب گشتم اسیرِ زُلفی ، در این سیاهیِ شب پُرکن تو پیکِ ما را ، از جُرعه هایِ نابت تا که رها شوم من ، از این گُدازه ی تب
چی مَه
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
یِه گُلی مِن مالِمون چی تَش ایسوسِه آرمونُم رِی گُلُپِش ، تَی نا یِه بوسه وِه گُدار زِه تِیَلُم غَیوِش زَنِه هی چی مَهی مَهنِه که پَس اَور ایگُروسه
شَرَر
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
در گذر از خاطرات ، نامِ تو را یافتم بر دلِ بیتابِ خود ، من شَرَر انداختم طبعِ غزلسازِ من ، با غمِ تو گُل نمود کاش که این شعر را ، کاش نمی ساختم
DAR BAZME SHAERANEYE MAN
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
در یک شبِ سردِ زمستانی این اتفاق حادث شد ، و من تا سپیده دَم آشفته بودم . در بَزمِ شاعرانه ی من امشب غمیست بر دل ، چون بَحرِ بیکرانه سر رفته در گریبان ، تنها به این
کامِ عاشق
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
رُخِ نازت ربوده هوش و خوابم گرفته از دو چشمم خوابِ نابم بگو با من که کی کامم بر آید ؟ بده بر این دلِ عاشق جوابم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
چشم به شب
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
در غمِ هِجرانِ تو من سوختم داغِ فِراقَت به دل افروختم بهرِ وِصالَت منِ آشُفته حال تا به سحر چشم به شب دوختم شاعر معاصر : داوود ج
آزمونِ عشق
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
در مسلخِ عشق ،امتحانم کردی با تابِ رُخَت ، بسی جوانم کردی آواره بُدَم ، به عُمرم عاشق نشدم تو وارد شهرِ عاشقانم کردی شاعر معاصر : داوود ج
دل و مَی و عشق
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
باز دلم عاشق و بیتاب شد در عَطشِ جُرعه مَیِ ناب شد لب که به رویِ سَرِ ساغر نهاد سر بکشید ساغر و سیراب شد شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
وَصفِ دو چَشمَت
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
بر دلِ خود تا شَرَر انداختم بَهرِ رُخَت یک غزلی ساختم وَصفِ دو چَشمَت که بیامد میان بینِ غزل قافیه را باختم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخل
شبِ مستی
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
آنشب که مست بودم ، باده بدست بودم تو غرقِ عشق بودی ، من مستِ مست بودم غافل بُدَم ز معبود ، در آن هوایِ مستی عاصی بُدَم در آن دَم ، چون مَی پرست بودم
درکمینِ عشق
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
گفتم که بیا ، دلم غمین است هنوز عِطرِ تو فِتاده بر جَبین است هنوز برگرد و بیا ، به این حوالیِ دلم که این عاشق خسته در کمین است هنوز
انفِجارِ عشق
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
به سر ، حالِ خُماری دارد این عشق به دل ، بَس بیقراری دارد این عشق اگر چه آخَرَش ، اشک و خزان است شروعی ، انِفجاری دارد این عشق شاعر معاصر :
از غمِ بی حساب
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
از من رُبودی امشب ، هوش و حواس و خوابم از چشمِ من گرفتی ، آن شَهدِ خوابِ نابم غم لانه کرده در دل ، سر رفته در گریبان کی میشوم رها از ، آن غمِ بی حسابم ؟
بر تارَکِ بامِ عشق
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
ساقی بَسی خُمارم ، پُر کن تو جام مارا از شَهدِ بوسه هایت ، تَرکن تو کام ما را بر بامِ کُلبه ی عشق ، بنشین که مَست گردم هرگز مکُن تو تَرکِ ، تارَکِ بام ما را
نقشِ رُخَت
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
مستم ز بوی زُلفَت ، مجنون شدست حالم نقشِ رُخَت دوباره ، افتاده در خیالم از من ربودی امشب ، هوش و حواس و خوابم خواهم که سویَت آیَم ، اما شکسته بالم
خزانِ دلِ من
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 6:24
بیچاره دلم ، باز هوایَش چو خزان است در مَعرضِ بادیست که هر لحظه وزان است سر در گِرُوِ وَصلِ رُخِ لیلیِ نازیست لب در عَطَشِ جُرعه ای از خونِ رزان است