KHAZANE ZOOD RAS
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
خزانِ زود رس صدایِ تازیانهٔ باد شاخه ها را به رقص در می آورد . شاید خزان این بار ، زودتر هوایِ رسیدن به سرش زده . شاعرِ مُعاصر : دا
کوچِ عاشقانه
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
بیا مجنون که وقتِ رفتن آمد که کوچ ازکوی وازاین برزن آمد بیا تا پر کشیم ما سویِ معبود که شوقِ دل ز دنیا کَندَن آمد شاعرِ مُعاصر : داوودِ جمشیدیان ( مَجنونِ بختیاری ) بهارِ ۱۳۹۶
DAR BAZME SHERE MAN
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
در بَزمِ شعرِ من در بَزمِ شعرِ من بیا ، مُشتاقِ دیدار تو ام تو شبنمِ افتاده ای ، من گُل به گُلزار تو ام تابِ نگاهِ مستِ تو ، خمیه زده بر جانِ من ای نوگُلِ لیلی رُخَم ، مجنونِ رُخسار تو ام مَحو و پریشانم مکن ، آشُفته حیرانم مکن غم را ببر از این دلم ، چون عاشقِ زار تو ام میسوزد این دل در تَبت ،خوکرده ...
PAEIZ
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
پاییز ( پادشاهِ فصل ها ) بارِ دیگر بادِ پاییزی وزید بر رُخِ صحرا خزان چتری کشید بلبل از شاخی به شاخِ دیگری بالها را می گشود و می پرید در کنارِ بِرکهْ آبِ باغِ پیر شاخه هایِ کُهنهٔ لَرزانِ بید اَختری از بهرِ مِهمانیِ ماه مَحو گشته پُشتِ ابر ، مَه را ندید سر رسید از رَه شبِ سردی دگر ماه آمد ، رف
زهرایِ من ، دنیایِ من
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
برای همسرم زهرا ، که تمامِ دنیایِ من است : اوجِ آرامشِ من ، آن رُخِ زهرای من است همه شب تا به سحر ، در دل تنهای من است جز به من دل به کسِ غیر نَبسته به دَمی چون که او عشق من و، مونس غمهای من است شاعرِ مُعاصر : داوودِ جمشیدیان بهارِ ۱۳۹۶
کمانْ ابرو
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
شبی آمد به بالینم ، کمانْ ابرویِ زیبایی دو ابرویش هلالِ مَه ، قَدش شمشاد و رعنایی رُخَش افتاد در یادم ، نگاهش کرد بیتابم به یغما بُرد این دل را ، پری رویِ بخارایی فروردین ماهِ ۱۳۹۶ --- داوودِ جمشیدیان
حالِ دل
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
باز این دل بیقراری می کند می کِشد آه ، گریه زاری می کند در فِراقِ دوری از معشوقِ من از دو چَشمش اشک جاری می کند فروردین ماهِ ۱۳۹۶ --- داوودِ جمشیدیان
در شبِ انتظار
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
امشب دلِ من ، در انتظار است گُمگشته به دامِ شامِ تار است خو کرده دلم دوباره با غم با این غمِ من ، تو را چه کاراست ؟ شاعرِ مُعاصر : داوودِ جمشیدیان
بوسهٔ داغ
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
دلم از فِراقِ رویَش ، غم ِ بی شمار دارد عَطَشِ لَبی به رویِ ، لبِ داغِ یار دارد همه دَم در انتظارم ، که رِسَم به آن وِصالش به هوایِ دیدنش بَس ، هوسِ قرار دارد فروردین ماهِ ۱۳۹۶ --- داوودِ جمشیدیان ( مجنونِ بختیاری )
یوسفِ زهرا ( س )
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
یوسفِ زهرا بیا ، که انتظارت می کشم آهِ سرد ازبهر وصل ،اندرکنارت می کشم کاسهٔ صبرم به سر آمد ، بیا مولایِ من مِنّتِ هم رَزمی ات ، در کارزارت می کشم شاعرِ مُعاصر : داوودِ جمشیدیان
بهار در زمستان
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
با تو در فصلِ زمستان ، من بهاری داشتم شوقِ دیدار تو را ، در هر دیاری داشتم هوش را بُرد از سرم عشقت ، ندانستم که من در دلِ مجنون خود ، هم بیقراری داشتم فروردین ماهِ ۱۳۹۶ --- داوودِ جمشیدیان ( مجنونِ بختیاری )
OSTAD
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
برایِ استادم ( برادرم ) ، سلطان مُرادِ جمشیدیان ، که هُنرِ شعر و شاعری را از کودکی درمَحضر و محفلِ اُنسش فرا گرفتم و پیروِ سبکِ او هستم ، بر دستانِ پدر گونه اش بوسه میزنم و بر این بوسه افتخار می کنم ، هرموفقیت ، پیشرفت ، و افتخاری را که درعرصهٔ شعرو ادب کسب میکنم مدیونِ مَهارت و تسلطش بر شعرِپارسی و...
معبودِ من ، معشوقِ من
-
تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 7:02
خدایِ من ، بزرگ و مهربان است قلم در وصفِ آن ، عاجزْ بیانْ است ستایش آن خدایِ هر دو عالم که ذِکرش، شادیِ روح وروان است شاعرِ مُعاصر : داوودِ جمشیدیان فروردینِ ۱۳۹۶
تا سحرگاهِ عشق
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 3:28
شبی یادی ز رُخسار تو کردم نظر بر چشمِ بیمار تو کردم فِتادی در خیالم تا سحرگاه عَطَش بر گاهِ دیدارِ تو کردم فروردین ماه ۱۳۹۶ --- داوود جمشیدیان ، متخلص به مجنون بختیاری
از شرارِ عشق
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 3:28
همه عُمرم ، گرفتار تو بودم به شوقِ وصلِ دیدار تو بودم تَبِ عشقَت بجانم آتش افروخت شبی را من ، که بیمار تو بودم فروردین ماه ۱۳۹۶ -- داوود جمشیدیان ، متخلص به مجنون بختیاری
سَیران ( در زبانِ کُردی به معنیِ طبیعت سرسبز )
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 3:28
برای سیَران ، تنها دُخترِ خیالِ من از خطهٔ کُردستان ، که عشق ، مرام و مهربانی اش بویِ بهشتِ خدا را میدهد . ای گُلِ نازی که سَیران منی در گُذر از عشق ، حیران منی جز تو کس جایی ندارد در دلم تو تمامِ هستی و جان منی شاعر معاصر : داوود جمشیدیان
بَنگِ کِل
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 3:28
بَنگِ کِلی ایاهِه ، وِه ایلِ هفت و چاری دووارتِه عید اِوَیده ، مَیَر خَوَر نداری ؟ زِمِسون رَه گُروسِس، بیاین بِریم وِه قارون کِلوسِ سَوز و اَندَش ، اِویدِن وا دِیاری فروردین ماه ۱۳۹۶ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
از فِراقِ معشوق
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 3:28
دلا ! امشب چه غم داری ، در این سردر گریبانی ؟ بگو ای همنشینِ من ، که نزدِ من تو میمانی تنم چون کوره می سوزد ، ز داغِ عشقِ معشوقی که جانِ من به لب آمد ، در این بن بستِ حیرانی فروردین ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
دلِ دیوانه
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 3:28
دلِ دیوانه ام امشب ، ز هِجر یار میسوزد نگاهم را به یادِ او ، به شامِ تار میدوزد شَوَم مجنون و حیرانش، اگر امشب نیاید او زند آتش به دل تا که ، تن و جانم بر افروزد فروردین ماه ۱۳۹۶ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
خیال
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 3:28
شبی داغِ فراقِ تو ، فِتاد اندر دل و جانم ندانستم شدم عاشق ، که بس آشفته حیرانم رُخت افتاد در یادم ، خیالت کرد بیتابم شدم دیوانهٔ عشقت ، در آن حالِ پریشانم فروردین ماه ۱۳۹۶ --- داوود جمشیدیان ، متخلص به مجنون بختیاری