
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شنبه, ۲۱ اسفند ۱۴۰۰، ۰۳:۰۹ ب.ظ عمریست که خو گرفته ام با غمِ دل دل را غم من باشد و من را غمِ دل انداخت مرا زمانه در دامن دَهر, تا اینکه مرا بَرَد به هر جا غمِ دل  ...
ادامه مطلب
من زِ شَرارِ چَشمِ تو ، عاشق و مست می شوم میلِ به مَی که میکنم ، پیاله دست می شوم میروی از بَرَم ، مَرو ، مرا رها مکن دَمی بمان ! ، ز پیشِ من مرو ،که مَی پرست می شوم ...
ادامه مطلب
تَلَف شد عُمرِ من ، در جستجویت که آید سر رسد ، آن وَصلِ رویت چنان آواره گشتم در فِراقَت که نایی نیست تا آیَم بسویت شاعر معاصر : داوود...
ادامه مطلب
سوخت لبم از عَطَش ، جُرعه شراب م دهید از مَیِ ساغرِ یار ، شراب ِ نابم دهید چُرت به پِلکم دهید ، تا که رَوَم خوابِ ناز از تَبِ آن خوابِ ناز ، حالِ خراب م دهید ...
ادامه مطلب
بجُز رب ، کس نمی بخشد گناهم پناهِ من شده ، که بی پناهم اگر چه مُجرمم ، در دادگاهش ولی بخشیده ی آن دادگاهم شاعر معاصر : داوود جمش...
ادامه مطلب
آمدی تا مونس و جانم شوی مَرهَمِ حالِ پریشانم شوی آمدی تا در کویرِ تِشنگی بر تَنَم باری و بارانم شوی شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِ...
ادامه مطلب
دلبری دارم که چون ماهِ شب است این دلِ عاشق به شوقش در تب است میبیرد هر شب ز چشمم خوابِ ناز نامِ این مَعشوقِ نازم کوکب است شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخ...
ادامه مطلب
غزلی در وَصفِ رزمندگانِ دلیرِ اسلام در دورانِ دفاعِ مُقدس : رُخسارِ ظفر مندان ، نوری چو قمر دارد رازِ دلِ محبوبان ، صد رمزِ دگر دارد آن کس که شده عاشق ، از بهرِ خدایِ خود تا خِطه ی ...
ادامه مطلب
شبی بیتابِ دیدار تو گشتم طبیبا ! سخت بیمار تو گشتم به خوابِ زُلف مشکینَت که رفتم نخوابیدم ، که بیدار تو گشتم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ،...
ادامه مطلب
ای آنکه جز تو برکس هرگز دلی نبستم ! از نِکهتِ رُخِ تو ، من مستِ مستِ مستم بُردی تو با نگاهت هوش و حواس و خوابم تا به ابد اسیرِ و ، مَحوِ رُخِ تو هستم ...
ادامه مطلب
برگرد و بیا ، که دل غَمین است هنوز عِطرِ تو فِتاده بر جَبین است هنوز از فصل حَذَر کُن و ، بیا ، سویِ من آی که این آفت ِ عشق در کمین است هنوز ...
ادامه مطلب
باز نگاهِ مستِ تو ، هوش ربوده از سرم بیا تو ماهِ عاشقم ، به شوقِ وَصل در برم طنینِ شُعله ی عَطَش ، گرفته نای از تنم بده ز بویِ زُلف خود، تو نِکهتی به بسترم ...
ادامه مطلب
سِتینِ دِلُم ! وا غَمِت دردمَندُم تو رَهدی هَنی دل زِ عشقِت نَکندُم شَو وُ روز چی کوگِی که دانِ بِلاکِ چی ماری ایسُهرُم ، مِنِ مال ایگردُم ...
ادامه مطلب