در شبِ بیخوابی ام - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 18:23
دختری یک شب گریبانم گرفت خواب را از رویِ چشمانم گرفت چون فتادم من بدامِ عشقِ او هستی و کیش و تن و جانم گرفت آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
در بحرِ غم - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 18:22
گُمشده در این شبِ بارانی ام غَرق در بَحرِ غم و حیرانی ام میروم بهرِ ضیافت سویِ عشق بیقرار از وصلِ این مهمانی ام آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
دردِ بی درمان - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 18:22
گفت معشوقم به من دردِ تو چیست ؟ که آسمان و ابر هم بَهرت گریست گفتمش من عاشق و دیوانه ام چاره ای بر این دلِ دیوانه نیست آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
مَرحَم دل - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:02
در گُذر از عشق ، بهار منی تا به اَبَد صبر و قرار منی نیست به دل جز تو طبیبی دگر مَرحَمِ زخمِ دلِ زار منی مهرماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
مهدیِ زهرایِ اطهر - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:02
تَبِ دیدارِ رُخسارِ تو دارم برای دیدنت دلْ بیقرارم بیا ای مهدیِ زهرایِ اطهر ستینی باش بر این حالِ زارم مهرماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
در تَبِ رُخسارِ تو - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:01
در تَبِ رُخسارِ تو من سوختم بر دلِ خود آتشی افروختم بهرِ وصالت همه شب تا سحر چشم به تاریکیِ شب دوختم مهرماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
MANDIRE GOL - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:01
شاهکاری دیگر در ادبیاتِ زاگرس نشینان : مَندیرِ گُل هَمباز دوُارته ، خَزون اِویده دِلِ مو تَنگه ، اَرسام دِریدِه چالَنگ وهَف لَنگ،زِه رَه رسیدِن پَه سیچه وا کوچ ، گُلُم نَویدِه ؟ چی کوگِ بی لُف ، مو بیقرارُم آمُختِیوم مو ، وا دِلِ زارُم وا ایل ایمَهنُم ، جا وارگه پاری تا سالِ دِیه ، مَندیر بهارُم مو ...
سوگندِ عشق - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:01
من از داغِ فراغِ تو ، بسی سر در گریبانم چرا از بهرت حیرانم ؟ دلیلش را نمی دانم غمِ دوریِ تو امشب زده خیمه بجانِ من قسم بر عشقِ تو هرگز ، در این دنیا نمی مانم مهرماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
عطرِ نَمِ شَبنَم - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:01
درشبِ تنهایی ام عشقِ منی خیمه به اعماقِ دلم میزنی برسرَ برگِ گُلِ عشقم بشین ای که توعطرِنمِ هر شبنمی مهرماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
تَبِ تنهایی - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:01
در تَبِ تنهاییِ خود سوختم بر دلِ خود آتشی افروختم آمدی و خیمه زدی بر شبم تابه سحر چشم به شب دوختم مهرماه ۱۳۹۵ --- دالوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
به خوابِ بوسه - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:00
میانِ سینه اش در خواب رفتم پیِ عشقش دَمی بیتاب رفتم نهادم لب بر آن لبهایِ داغَش بخوابِ بوسه اش سیراب رفتم آبان ماه ۱۳۹۵--- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
نگاهِ معنا دار من - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:00
غمت را بر دلِ زارم نشاندی مرا هردَم به هر سویی کشاندی نگاه کردم که تا از دل بگویم ولی افسوس نگاهم را نخواندی آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
بویِ زُلفِ یار - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:00
ز بویِ عطرِ زُلفَت بیقرارم بجز عشقَت به سر شوقی ندارم نظر کن بر دلِ دیوانهٔ من طبیبی باش بر این حالِ زارم آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان (مجنون بختیاری )
بیخوابی - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:00
به شوقَت تا سحر بیدار ماندم تَبِ عشقَت به بیخوابی کشاندم دَمی رفتم به خوابِ چشم و زُلفَت ولی افسوس که در خوابت نماندم آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
همدم - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:00
در این دنیا مرا جز توغمی نیست بجز دوریِ رویَت ماتمی نیست به بالینم دَمی امشب گُذر کن که جزتو بهرِ زخمم مَرحمی نیست آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
عشقِ بیستونی - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:00
عَطَش دارم من از بهرِ نگاهت کجایی تا کُنم جان را فدایت ؟ بسانِ عشقِ آن فرهادِ عاشق کنم آن بیستون را من برایت آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
لب هایِ داغ - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 22:00
شبی از بهرِ او بیتاب گشتم به شوقش تا سحر بیخواب گشتم نهادم لب بر آن لب هایِ داغش گرفتم کامِ دل ، سیراب گشتم آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
عاشقی ، عشق ، اشک - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 21:59
دلِ عاشق تمامش بیقراری است میانش ماتم است و گریه زاری است نباشد بر دلش صبر و قراری به رویِ گونه هایش اشک جاری است آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
معمایِ بی جواب - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 21:59
شدم عاشق ، نداستم سراب است ره عشقش همه پُر پیچ و تاب است چه حاصل از تَب و بیتابی آن ؟ معمایش سوالِ بی جواب است آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )
بهار و عشق - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 21:59
دلِ مو عاشقه ، طاقت نداره هَمَش مَندیرِ ویدَنه بهاره زِمِسون رَه دووارتِه باز گُرُهدِه بهار اِوَی گُلُم واباش دِیاره آبان ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )

برچسب‌های مرتبط

چون تو جانان مني | چون تو دارم همه دارم | چون تو جانان مني دانلود | خراب تويتر | تو خراب من آلوده مشو | تو خراب من آلوده مشو داریوش | بی خوابی در شب | درد بی درمان | درد بی درمان من گفتنی نیست | درد بی درمان علاجش آتش است