
دلتنگت که می شوم ، سُراغت را از دفترِ شعرم میگیرم ، دیدنت را بهانه می کنم ، و بدنبال دفترِ شعرم میگردم ، آن را ورق میزنم ، تا غزلی را که سالها پیش در وَصفَت سروده بودم ، را ببینم ، غزلی راکه در آن به تو گفته بودم : دیشب رُخَت باز ، آمد به خوابم دل را به کامِ ، عشقِ تو دادم رویم به شوقَت ، آغوش بگشود هردو لبانَم ......................... شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین " آخرین یلدایِ قرن" ...
ادامه مطلب
با لبانِ تشنه ام ، اَندر پیِ آب آمدم . یا رضا ( ع ) ! از چشمه ی جوشانِ لُطفَت ، جُرعه ای آبم بده . من گدایِ درگهِ کویِ تو ام ، مولایِ من . بر منِ مِسکین نظر کن ، روی...
ادامه مطلب
آمده ام تا جَبین ، را بِنهم به خاکت من عاشقم حسین, جان ، عاشقِ سینه چاکت از چشم من رُبودی هوش و حواس و خوابم معشوقه ام شدی تو ، قسم به نامِ پاکت ...
ادامه مطلب
برفتی و از پیشِ من دل بریدی تَبِ اشکِ غم را به چشمم ندیدی ندارم دگر شوقِ وَصلِ تو را من که یک دلبرِ دیگری برگزیدی شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلص به مجنون زمستان ۱۳۹۶ ...
ادامه مطلب
ما یوزهای پارسی ، از نسلِ آریاییم پیروِ دینِ احمد ، اشرفِ انبیاییم شیعهٔ مولا علی ، دلدادهٔ حسینیم مُنتظرانِ مهدی ، آن حُجتِ خداییم خرداد ماهِ ۱۳۹۶ --- داوودِ جمشیدیان ( مَجنونِ بختیاری ) ۰ ۰ ۹۶/۰۳/۰۲ داوود جمشیدیان ...
ادامه مطلب
امامِ ما گُلِ باغِ حسینی است رُخَش آغُشته ازبویِ خمینی است نشانِ نایبی دارد ز مهدی عزیزِ فاطمه ، نورِ دو عینی است مهرماه ۱۳۹۵ --- میر داوودِ جمشیدیان ( مَجنونِ بختیاری )...
ادامه مطلب
رفتی و مرا صدا نکردی با عشق تو آشنا نکردی بر این دلِ عاشقم تو یک دم افسوس که اعتنا نکردی مهرماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )...
ادامه مطلب