
به بهانهٔ از راه رسیدنِ فصلِ پاییز ( فصلِ دلتنگی ها ) ، برگ و باد بادی وزید و درخت لرزید ، یک شاخه از آن با باد پیچید ، یک برگِ تنها از باد ترسید ، آن برگ افتاد چون باد را دید ، درخت ناگه به برگ خندید ، وقتی که ...
ادامه مطلب
بهاران مُژده ای دل ، که بهاران می رسد شَبنَمی بر لاله زاران می رسد چَه چَهِ بُلبُل ، نوایِ قُمریان از میانِ گُلعُذاران می رسد می خروشد آبِ برف از کوهسار بر فَرازِ چشمه ساران می رسد نِکهت و بویِ خوشِ گُلْ یاسْ ها همزمان با بویِ باران می رسد شادی و شور و شَعف بارِ دگر بر جوارِ غَمگُساران می رسد غُنچهٔ بِشکُفته در بُستان و باغ بر کنار و کُنجِ خاران می رسد می رود بارِ دگر فصلِ شِتا گاهِ ختمِ شامِ تاران می رسد غم مخور ای دل که...
ادامه مطلب