خرید بک لینک

دلْ شکسته

به مَحفلِ غریبِ من ، کسی گُذر نمی کند

بر این دلِ شکسته ام ، دَمی نظر نمی کند

غم آمده سراغِ من ، شکسته قامتِ مرا

کسی غم مرا دگر ، ز سر به در نمی کند

مزن تو مَرحَم شفا ، به زخمِ کُهنه دلم

که مَرحَمت بر این دلم ، دگر اثر نمی کند

شدم من عاشقِ رُخی ، که هوش برده از سرم

تبِ ز رَه رسیدنش ، مرا خبر نمی کند

دَمی که مست میشوم،به شوقِ وَصل رویِ او

دلم هَوَس بجز به او ، به کس دگر نمی کند

اگر بیاید او ز رَه ، رسد به دادِ این دلم

دلم دِگر بهانهٔ ، سفر به سر نمی کند .

شاعر معاصر : داوود جمشیدیان

پاییز ۱۳۹۶

برچسب: نویسنده: طاها حسینیان تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 18:34

صفحه بندی