خرید بک لینک

محکوم به عشق

ما را رها کن از غمت ، سردر گریبان تو ام

تیرِ غمت بر دل مزن ، آشفته حیران توام

یکدم به بزمِ من بیا ، در خوابِ نوشینم ببر

کامی ز لبهایت بده ، امشب که مهمان توام

داغ و شَرَر بر جان مزن ، از خود گریزانم مکن

در این سرایِ بی کسی ، مبهوت و ویران توام

ما را بَرَد تابِ رُخَت ، تا بیکرانْ مرزِ جُنون

ای آنکه معشوقِ منی ، دایم به فرمان توام

مستم نما با جُرعهْ مَی ، میسوزم اندراین عَطَش

پُر کن تو یکدم ساغرم ، بیتابِ آن خوان توام

افتاده ام در پایِ تو ، دل داده ام بر کامِ تو

من مُجرمِ محکومِ عشق ، در بند و زندان توام .

شاعرِ مُعاصر : داوودِ جمشیدیان

نوروز ۱۳۹۶

برچسب: نویسنده: طاها حسینیان تاريخ: شنبه 12 فروردين 1396 ساعت: 3:28

صفحه بندی