آتشینْ عشق

متن مرتبط با «maniere de voir» در سایت آتشینْ عشق نوشته شده است

MEHMANE NAKHANDEH

  • نیلوبلاگ

    شاهکاری جدید در ادبیاتِ کودک : مِهمانِ ناخوانده یک روزِ برفی ازسوزِ سرما گُنجشکی آمد از پشتِ کوهها ریختم برایش گُل دانه ها را هردَم نوکش را می زد به آنها می خور...

    ادامه مطلب
  • DELSHEKASTE

  • نیلوبلاگ

    دلْ شکسته به مَحفلِ غریبِ من ، کسی گُذر نمی کند بر این دلِ شکسته ام ، دَمی نظر نمی کند غم آمده سراغِ من ، شکسته قامتِ مرا کسی غم مرا دگر ، ز سر به در نمی کند مزن تو مَرحَم شفا ، به زخمِ کُهنه دلم که مَرحَمت بر این دلم ، دگر اثر نمی کند شدم من عاشقِ رُخی ، که هوش برده از سرم تبِ ز رَه رسیدنش ، مرا خبر نمی کند دَمی که مست میشوم،به شوقِ وَصل رویِ او دلم هَوَس بجز به او ، به کس دگر نمی کند اگر بیاید او ز رَه ، رسد به دادِ این دلم دلم دِگر بهانهٔ ، سفر به سر نمی کند . شاعر معاصر : داوود جمشیدیان پاییز ۱۳۹۶ ...

    ادامه مطلب
  • GHAME DEL

  • نیلوبلاگ

    غمِ دل بار دیگر این دلم را غم گرفت در فِراقت تا ابد ماتم گرفت گونه هایم بهرِ دوریِ رُخَت قطره هایی چون نَمِ شبنم گرفت سر که دادم ناله تا عرشِ خدا اوجِ پژواکِ صدایم بَم گرفت تیرِ فرجامِ غَمت کردم نشان ق...

    ادامه مطلب
  • ESHGHI DEGAAR

  • نیلوبلاگ

    عشقی دگر عشقِ مرا یار خریدار نیست شوقِ دگر بر دلم اینبار نیست از شَررت تا به سحر سوختم طاقت و نایی به دل زار نیست خیمه زدی بر دلِ مجنونِ من عاشقم اما ، هَوَسِ یار نیست در گُذر از حادثِ این لحظه ها فکرِ م...

    ادامه مطلب
  • DAR DAME DEL

  • نیلوبلاگ

    در دامِ دلِ عاشقم ای دلِ عاشق ، چرا اینگونه خوارم کرده ای ؟ در گُذر از عشق ، مجنون حالِ یارم کرده ای خسته و آواره ام از بهرِ دیدار رُخَش یوسف گُمگشته ای در شامِ تارم کرده ای میبری هردَم مرا تا بیکران مرزِ جنون شهرهُ نامحرمان در هر دیارم کرده ای سلب کردی از منِ مجنون بساط شادی ام ناله و غم را دگر باره نثارم کرده ای سوختم چون برگِ گُل در انتظارِ شبنمی تشنه چون نو غنچه ای در لاله زارم کرده ای میزنی هر دَم بجانم خیمه باجور و شَرَر با غم و اندوه چرا تو همجوارم کرده ای ؟ خواستم تا که گریزم از کمندت یک شبی غافل از اینکه به د...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    dar damec | dar dame | dar damec engineering consultants | dar da meziane | dar colonial dames | dar vs colonial dames | verbo dar dame |