
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۴۰۲، ۰۴:۴۷ ب.ظ شب است و شب نشینان بزم دارند به سر حال و هوای رزم دارند مهیایِ سفر گشتند امشب همه تاکید بر این عزم دارند شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین ...
ادامه مطلب
دیشب برفِ سنگینی بارید ، آخر شب از خانه بیرون رفتم ، تا بارشِ برف را ببینم ، وارد کوچه که شدم ، ردِ پایی بر رویِ برف ، نظرم را به خود جلب کرد ، در اندیشه فرو رفتم ، حتم داشتم که آن ردپا ، جایَ پاهایِ تو بود ، نقشِ کفِ چکمه هایت که بر روی برف حَک شده بود ، به من میگفت ، که دقایقی پیش ، از کوچه ی ما می گذشتی ، حضورت ، در آن شبِ سردِ یلدایی ، گُدازه های غم را تا سپیده دَم ، در دلِ بیتابِ عاشق و تنهایم ، شعله ور میساخت . شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین یلدایِ 1399 ...
ادامه مطلب
ساقی ، بده مَی ،که بَس خمارم آواره به دامِ شامِ تارم پُر کن ز مَی ات ، پیاله ام را من طاقتِ این عَطَش ندارم شاعر معاصر :...
ادامه مطلب
باریده باز باران ، بر دشت و کوهساران تا چشمه ها بجوشند ، با قطره های باران غم لانه کرده امشب ، در قلبِ عاشقِ من لبریز گشته صبرم ، کی میرسد بهاران ؟ ...
ادامه مطلب
شبی بیتابِ دیدار تو گشتم طبیبا ! سخت بیمار تو گشتم به خوابِ زُلف مشکینَت که رفتم نخوابیدم ، که بیدار تو گشتم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ،...
ادامه مطلب
دلم گنجه ی بیقراری شده در آمالِ صُبحِ بهاری شده عَجین گشته با ناله و آه و غم همه کارِ آن گریه زاری شده شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِت...
ادامه مطلب
در غمِ هِجرانِ تو من سوختم داغِ فِراقَت به دل افروختم بهرِ وِصالَت منِ آشُفته حال تا به سحر چشم به شب دوختم شاعر معاصر : داوود ج...
ادامه مطلب
آنشب که مست بودم ، باده بدست بودم تو غرقِ عشق بودی ، من مستِ مست بودم غافل بُدَم ز معبود ، در آن هوایِ مستی عاصی بُدَم در آن دَم ، چون مَی پرست بودم ...
ادامه مطلب
دلِ عاشق همیشه بیقرار است تَبَش بیداری است و انتظار است دوچشمِ آن به گاهِ گریه کردن بسانِ ابرِ بارانِ بهار است ...
ادامه مطلب
امشب دوباره مستم از میِ نابِ ساقی ای کاش مَستیِ آن مانَد همیشه باقی هرچه گُلِ قشنگ است ریزم به رویِ پایَت از یاس و رُز گرفته تا نرگس و اَقاقی ...
ادامه مطلب
تا به سحر در تبِ تو سوختم بر دلِ خود آتشی افروختم بهرِ هویدایِ رُخِ نازِ تو چشم به تاریکیِ شب دوختم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلص به...
ادامه مطلب
زود بیا ز رَه دگر ، تا برسی به داد من لب بِنه بر لبانِ من ،که غم رَوَد زِ یاد من دیرگهیست که خسته ام ، از این بررسی از مرجع غُبارِ طبق کپی رایت بی کسی بیا و در دلم بمان ، ای گُلِ رنگ شاد من ...
ادامه مطلب