آتشینْ عشق

متن مرتبط با «بیقراری شب کودک» در سایت آتشینْ عشق نوشته شده است

اسیرِ دامِ شب

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شب نشینان

  • نیلوبلاگ

    پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۴۰۲، ۰۴:۴۷ ب.ظ    شب است و شب نشینان بزم  دارند    به   سر  حال   و   هوای   رزم   دارند    مهیایِ      سفر       گشتند     امشب    همه    تاکید   بر    این   عزم   دارند                                      شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین                     ...

    ادامه مطلب
  • در یک شبِ سردِ یلدایی

  • نیلوبلاگ

    دیشب برفِ سنگینی بارید ، آخر شب از خانه بیرون رفتم ، تا بارشِ برف را ببینم ، وارد کوچه که شدم ، ردِ پایی بر رویِ برف ، نظرم را به خود جلب کرد ، در اندیشه فرو رفتم ، حتم داشتم که آن ردپا ، جایَ پاهایِ تو بود ، نقشِ کفِ چکمه هایت که بر روی برف حَک شده بود ، به من میگفت ، که دقایقی پیش ، از کوچه ی ما می گذشتی ، حضورت ، در آن شبِ سردِ یلدایی ، گُدازه های غم را تا سپیده دَم ، در دلِ بیتابِ عاشق و تنهایم ، شعله ور میساخت . شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین یلدایِ 1399 ...

    ادامه مطلب
  • شبِ یلدایی ، شبِ رویایی

  • ادبیاتِ کودک ( گُلبانگِ اذان )

  • ادبیاتِ کودک ( دفترِنقاشی )

  • ادبیاتِ کودک ( بهار )

  • ادبیاتِ کودک ( شبنم و غُنچه )

  • ادبیاتِ کودک ( مادر )

  • ادبیاتِ کودک ( برف )

  • ادبیاتِ کودک ( باران )

  • ادبیاتِ کودک ( خدایِ من )

  • ادبیاتِ کودک ( پرچمِ ایرانِ من )

  • در دامِ شب

  • نیلوبلاگ

    ساقی ، بده مَی ،که بَس خمارم آواره به دامِ شامِ تارم پُر کن ز مَی ات ، پیاله ام را من طاقتِ این عَطَش ندارم شاعر معاصر :...

    ادامه مطلب
  • شبِ بیقراریِ من

  • نیلوبلاگ

    شبی بیتابِ دیدار تو گشتم طبیبا ! سخت بیمار تو گشتم به خوابِ زُلف مشکینَت که رفتم نخوابیدم ، که بیدار تو گشتم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ،...

    ادامه مطلب
  • گنجه ی بیقراری

  • نیلوبلاگ

    دلم گنجه ی بیقراری شده در آمالِ صُبحِ بهاری شده عَجین گشته با ناله و آه و غم همه کارِ آن گریه زاری شده شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِت...

    ادامه مطلب
  • چشم به شب

  • نیلوبلاگ

    در غمِ هِجرانِ تو من سوختم داغِ فِراقَت به دل افروختم بهرِ وِصالَت منِ آشُفته حال تا به سحر چشم به شب دوختم شاعر معاصر : داوود ج...

    ادامه مطلب
  • شبِ مستی

  • نیلوبلاگ

    آنشب که مست بودم ، باده بدست بودم تو غرقِ عشق بودی ، من مستِ مست بودم غافل بُدَم ز معبود ، در آن هوایِ مستی عاصی بُدَم در آن دَم ، چون مَی پرست بودم ...

    ادامه مطلب
  • درشبِ عشق

  • نیلوبلاگ

    تا به سحر در تبِ تو سوختم بر دلِ خود آتشی افروختم بهرِ هویدایِ رُخِ نازِ تو چشم به تاریکیِ شب دوختم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلص به...

    ادامه مطلب
  • در یک شبِ سردِ زمستانی

  • نیلوبلاگ

    شدم مجنونِ رُخسارت ، در این شامِ زمستانی بگو ای گُلرخِ زیبا ، از این حالم چه میدانی ؟ رُخَت افتاد در یادم ، نگاهت کرده بیتابم مرا راهِ گریزی نیست ، از این سردر گریبانی شاعر معاصر : داوود جمشیدیان آذر ماه ۱۳۹۶ ...

    ادامه مطلب