
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
غُرُمنِه آسمون ، بارون اِیباره دلِ تَنگُم ، اِگوی طاقت نداره بَهوونه ایگِرِه ، اِی دلِ عاشق نَدونُم سیچه هَی دَنگ اِیدراره شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین بهمن ماه 1399 ...
ادامه مطلب
آهِ سَردُم بِگِره ، دوحدَرِه ماله دُنگُلِ خالَک وِه نُفتِ تِیه کاله اِوَیدِن وِه مالِمون ، نومزامِه بُردِن خومِه تَک مَندُمِه وا اِی دل که ناله شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین ...
ادامه مطلب
ای دل چرا غمینی؟ بیتابی و حزینی از بهرِ کامی آنی ، افتاده در کمینی با شور بادبانی ، با غم گرفته جانی گه آخرِ غروری ، گه صابر و متینی شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین اسفند ماه 1399...
ادامه مطلب
هردَم ، این عاشق دلِ من ، بیقراری می کند تا که می اُفتد بیادت ، گریه زاری می کند در فِراقِ وَصلِ رویَت ، از سَرِ شب تا سحر رویِ پهنایِ دو گونه ، اشک جاری می کند ...
ادامه مطلب
لاش اِسپید ، لَو بَرگِ بید ، دُحدَرِ چالَنگ دُنگُلِ خالَک وِه نُفت ، دَسمالِ هف رنگ شَو وُ روز وِه عشقِ هو تِیم خَو نداره دلِ مو کم طاقته ، سیش ایبوُوِه تنگ ...
ادامه مطلب
یوُزِ وطن ، رستمِ ایران منم آرَشِ این خِطه ی شیران منم مَهدِ یَلان است کُهَن خاکِ من زاده ی این خاکِ دلیران منم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص...
ادامه مطلب
غروبِ عشق ، چون فصلِ خزان است طنینِ غم به قلبِ عاشق ان است دلی دارم منِ عاشق که دایم تَبَش خو کرده با آه و فغان است شاع...
ادامه مطلب
اگر عدلی به رویِ این زمین بود فقط عدلِ امیر المومنین بود قسم بر ذُوالفقارِ شاهِ مردان که عدلِ او به عالم واپسین بود شاعر معاصر : داوود ...
ادامه مطلب
آمدی تا مونسِ جانم شَوی مرهَمی بر زخمِ پنهانم شَوی خوانِ دل بَهرت گشودم تا دَمی در سرایِ عشق مهمانم شَوی شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص ب...
ادامه مطلب
ای دل پریشانی چرا ، از من گریزانی چرا ؟ من عاشقی دیوانه ام ، این را نمیدانی چرا ؟ غمخوارِ غمهایِ تو ام ، با عشق همراهِ تو ام در این شبِ تنهایی ام ، با من نمی مانی چرا ؟ ...
ادامه مطلب
باز دلم عاشق و بیتاب شد در عَطشِ جُرعه مَیِ ناب شد لب که به رویِ سَرِ ساغر نهاد سر بکشید ساغر و سیراب شد شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین ...
ادامه مطلب
بیچاره دلم ، باز هوایَش چو خزان است در مَعرضِ بادیست که هر لحظه وزان است سر در گِرُوِ وَصلِ رُخِ لیلیِ نازیست لب در عَطَشِ جُرعه ای از خونِ رزان است ...
ادامه مطلب
چیست در آن چشمِ, َ اهورا,ییت ؟ که گشته ام مَحوِ تماشاییت بخوان مرا که آیم اندر دلت فدایِ نازُک دلِ شیدا,ییت شاعر معاصر : داوود جمشی...
ادامه مطلب
تو را دوست دارم ، به قدرِ, دلم تو فانوسِ عشقی ، در این محفلم بمان تا که یادت شود حَک همی در این دفتر و این دلِ غافلم شاعر معاصر : ...
ادامه مطلب
ای دل به بیراهه مرو ،که این عشق حیرانت کند آتش زَنَد بر جانِ تو ، سر در گریبانت کند گه بیقرارت میکند ، گه خوار و زارت می کند با من بمان ، تنها مَرو ، ترسم که ویرانت کن...
ادامه مطلب
ای دل پریشانی چرا ؟ ، سر در گریبانی چرا؟ ما را غمیست از بهرِ تو ، این را نمیدانی چرا ؟ تو مونس و یارِ منی ، همواره همراهِ منی من با توام ، ای دل بگو ، مبهوت و حیرانی چرا ؟ ...
ادامه مطلب