
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...
ادامه مطلب
هوا سرد است و باران دارد امشب غمی بر دل فراوان دارد امشب دلِ بیتابِ من در این گذرگه عَطش بر وَصل ِ یاران دارد امشب شاعر معاصر : د...
ادامه مطلب
لبانم بوسه میخواهد ، ز رویِ آتشین لب ها بِنِه لب بر لبانم تا ، گریزم من از این تب ها همه شب تا سحر بیتاب و غمگینم رها کن این دلِ ما را ، از این غمگینترین شب ها ...
ادامه مطلب
برفتی و دلِ ما را شکستی دَمی بر این دلِ ما دل نبستی به بندِعشقِ پاکم چون فِتادی زدی زنجیرِ بندم را گُسستی داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین...
ادامه مطلب
ای آنکه به تختِ جور و کین میشینی ! کافر ز تو بهتر است ، که تو بی دینی تو مُرتَدی و جدا و بیگانه ز دین جز کفُر به خود چیزِ دِگر میبینی ؟ ...
ادامه مطلب
در غمِ هِجرانِ تو من سوختم داغِ فِراقَت به دل افروختم بهرِ وِصالَت منِ آشُفته حال تا به سحر چشم به شب دوختم شاعر معاصر : داوود ج...
ادامه مطلب
میهمانِ ، مَیِ نابت می شوم مست میگردم ، خرابت می شوم گر به زندانِ جفا اندازی ام عاشقِ جور و عذابت می شوم شاعر معاصر : د...
ادامه مطلب
تو را دوست دارم ، به قدرِ, دلم تو فانوسِ عشقی ، در این محفلم بمان تا که یادت شود حَک همی در این دفتر و این دلِ غافلم شاعر معاصر : ...
ادامه مطلب
گشتم عاشق ، با تو همبستر شدم از شرارِ عشق ، خاکستر شدم خواستم تا در کنارت بِشکُفم توسَن آمد ، غُنچه ای پَرپَر شدم شاعر معاصر : داوود جمشیدی...
ادامه مطلب
تیغِ فَلَق مارا نِگر که چون شیر ، بر بامِ بیشه زاریم هر لحظه مردِ جنگیم ، باکی ز کس نداریم تیرِ کمانِ آرش ، از نسلِ آریاییم تیغِ فَلَق ...
ادامه مطلب
ما را غمیست بر دل ، از جورِ این زمانه از بَزممان گرفتند ، هم شعر و هم ترانه عمری به نزدِ استاد ، شاگردِ عشق بودیم در بندِ غم فِتادیم ، تنها به این بهانه ...
ادامه مطلب
ببار ای ابر، چو من اشکِ فراوان تو از بهرِ من و ، من بهرِ یاران ببار بر دشتِ سُرخِ تشنهٔ عشق که از خاکش برویَد لاله زاران شاعر معاصر : داوود جمشیدیان مهرماه ۱۳۹۶ ...
ادامه مطلب
اگر ز غم رها شدی ، ز عاشقی جدا مشو بجز بپایِ عشقِ خود ، بپایِ کس فدا مشو به گاهِ نا امیدی ات ، جَبین به خاکِ کس مَنه موَسلی به درگه ای ، بجز خودِ خدا مشو شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ...
ادامه مطلب
خوشا آندم که ازچشمم پَرَد خوابِ زمستانی مرا راهِ گریزی نیست ،ازاین سردر گریبانی فتادم من به دامِ تو ، بجُرمِ عاشقی امشب رها کن این دلِ ما را ، از این آشُفتهْ حیرانیْ شاعر معاصر : داوود جمشیدیان...
ادامه مطلب
تابِ رُخِ نازِ تو ، هوش ربود از سرم ناز کنی با دلم ، نازِ تو را میخرم ای که شدی بهترین قافیهٔ شعرِ من نامِ تو گُلواژه ایست حَک شده بردفترم شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ...
ادامه مطلب